جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
یادداشت/

آمریکا و چرایی تسخیر قلب جهان

قلب این دهکده در غرب آسیا است و قلب این منطقه هم کشوری مخالف آمریکا یعنی “ایران”است و آمریکا برای اعمال قدرت بر کل دنیا چاره ای جز تسخیر قلب جهان ندارد.

به گزارش پایگاه خبری فلاورجان”پلنا” سهراب خلیلی/ برخی از نظریه پردازان مطرح آمریکایی بر این باورند که جهان دهکده ای بیش نیست، کدخدای آن آمریکا و مغز دهکده در اختیار فرمان اوست؛ اما قلب این دهکده در غرب آسیا است و قلب این منطقه هم کشوری مخالف آمریکا یعنی “ایران”است و آمریکا برای اعمال قدرت بر کل دنیا چاره ای جز تسخیر قلب جهان ندارد.
آمریکایی ها برای رسیدن به قلب _قلب جهان ۳راهبرد مطرح میکنند:
الف: راهبرد آنی لکن خطرناک و پرهزینه
ب:راهبرد زمان بر اما امیدوار به نتیجه بخشی ان
ج:راهبرد مقطعی لکن حساس وکم هزینه.

راهبرد اول یعنی راهبرد آنی لکن خطرناک  و پرهزینه یعنی جنگ!
آنها جنگ را به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم دنبال کرده و می کنند.
در جنگ مستقیم ۳ نوع جنگ را مطرح کردند:

۱_جنگ تمام عیار: که نیاز به حجم بالای نیروی نظامی پا به کار ،آموزش دیده و رزمایش سنگین رفته برای مقابله با ایران دارد و از سوی دیگر شکست خوردن های سنگین آمریکا  در جنگ های بسیار کوچکتر مانند عراق و افغانستان و…پرونده این طرح را مختومه کرده است.
۲_جنگ ضربتی آمریکا: بدین صورت که تاسیسات مهم و کلیدی ایران را زده  و رها کنند؛ این طرح نیز با فرمایشات مقام معظم رهبری حفظه الله که فرمودند: “دوران بزن و در رو گذشته است”کارایی خود را از دست داد زیرا شاید شروع کننده کشور متخاصم باشد لکن محل تلافی و پایان آن را ایران تعیین خواهد کرد.
۳_جنگ اسراییلی با ایران،این جنگ نیز به دو دلیل رد شد: اول اینکه رقم خوردن انسجام منطقه ای رابه نفع ایران در پی خواهد داشت و در حالت دوم قیمت و هزینه این جنگ حذف رژیم صهیونیستی از نقشه جهان خواهد بود.
در جنگ غیر مستقیم و نیابتی دو نوع طرح تدارک دیده شد و هنوز استمرار دارد: ابتدا روی کار آمدن اسلام های افراطی با رویکرد خشونتی در مقابل اسلام ناب محمدی(ص) مانند القاعده که تاریخ مصرف آنها گذشته و یا مثل داعش که ادامه  دارد و تاریخ مصرف آن نیز رو به پایان است و دوم جنگ عربستان علیه یمن که این جنگ نیابتی بوده و بر این باورند که ۴۰ روزه کار تمام است لکن فرهنگ مقاومت و رونمایی از تجهیزات مدرن یمن این جنگ ۴۰ روزه را به بیش از دو سال طول داده است.
راهبرد دوم :زمان بر اما به نتیجه بخشی ان امید دارند یعنی تغییر سبک زندگی
انقلاب الجزایر از مساجد و مدارس دینی شروع شد اما بعد از پیروزی، حکومت دینی پا نگرفت و اجرا نشد.
مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) در این باب فرمایشی دارند:”انقلاب الجزایر، انقلابی اسلامی، انقلاب مساجد، انقلاب علمای دین بود اما بعد از ۲۰سال که خودم رفتم و دیدم  که اثری از دین نیست”.
آنها بر این باورند که همین نوع انقلاب در ایران اتفاق افتاد اما نتیجه عکس انقلاب الجزایر شد زیرا انقلاب پا گرفت و نه تنها در ایران حاکمیت دینی پابرجاست بلکه به سراسر جهان در حال صادر کردن است.

بنابراین راه ساقط کردن تغیبر سبک زندگی این کشور است و تدبیر اینگونه شد که سبک زندگی، دینی باشد اما دینی که غرب آن را تعریف کرده باشد؛ به عبارتی دین باشد؛ اما محدود به داخل خانه ها، دینی که شئون اجتماعی ندارد، دین باشد اما در سیاست دخالت نکند، دین باشد امابه جای مقاومت، اهل سازش و مذاکره با دشمن باشد، حتی حجاب باشد لکن در حجاب حیا نباشد.
راهبرد سوم:مقطعی،حساس وکم هزینه تریعنی انتخابات
هر انتخابی مانند انتخابات ۹۶برای دشمنان دارای اهمیت است؛ انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ برای دشمنان به دو علت اهمیت دارد:
الف: در انتخابات می شود فتنه انگیزی کرد؛ چون بستر احساسات نمود و ظهور بیشتری دارد.

ب: انتخابات ایران سالم است؛ یعنی هر آنچه در صندوق انداخته می شود از صندوق رای بیرون می آید. لذا می بینیم بنی صدر هم رای می آورد؛ خاتمی از صندوق رایی، رای می آورد که کارگزاران مجری آن بوده اند و احمدی نژاد از صندوق رایی، رای می آورد که خاتمی مجری آن بود و در نهایت روحانی منتخب صندوق هایی می شود که مجری آن احمدی نژاد بوده است.
ویژگی و اهمیت خاص ریاست جمهوری سال جاری این بود که از ۴تا۸ سال آینده دوره انتقالی به لحاظ سنی را شاهد خواهیم بود و هرکسی  که بر کرسی ریاست جمهوری تکیه دهد و دارای برنامه صحیح باشد می تواند بر این روند انتقال تاثیر مثبت بگذارد(که البته با وجود شیخ حسن روحانی و دیرینه و عملکرد و مواضع ایشان امیدواریم به سر نوشت بنی صدر دچار نشود).
حال اندیشکده آمریکایی بنیاد دفاع از دموکراسی در گزارشی از مقاومت تهران در مقابل توطئه های غرب ،تنها راه تسلیم شدن ایران را این گونه بیان میکند:”تهران تنها زمانی تسلیم غرب می شود که خواستاران تسلیم شدن در غرب، بر وفاداران انقلاب اسلامی پیروز شوند.”
آنها برای رسیدن به مقاصد خود علاوه بر بکارگیری سلطنت طلب ها، روی منافقین حساب ویژه ای باز کرده اند؛ راه انداختن کمپین های مختلف، سیاه نمایی های مختلف در جراید و نشریات آمریکایی، راه اندازی تشکلی به نام ستاد اجتماعی مجاهدین، زیر سوال بردن منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و اتهامات حقوق بشری از جمله این فعالیت ها است.
آنها بر این باورند که شبکه های اجتماعی طی یکسال اخیر بصورت معجزه آسا نقش آفرینی کرده است که کودتای نافرجام ترکیه و پدیده روی کار آمدن ترامپ، ازجمله این معجزه هاست.
حضور کمرنگ در انتخابات و پررنگ در آسیب های اجتماعی، معضل تراشی برای نظام اسلامی، زیر سوال بردن نهادهای انقلابی و در نهایت ستایش غرب گرایی، انقلاب زدایی و تخریب جایگاه ولایت فقیه و نهادهای منتسب به  رهبری از جمله بسیج و سپاه و شورای نگهبان، ازجمله محورهای برنامه های این شبکه ها بود.
در پازل انتخاباتی غرب به عنوان سومین راهبرد، قطعات پازل بر محور عدم وحدت جریان انقلابی چیده شده بود، ظهور و بروز جبهه مردمی و انقلاب اسلامی و حمایت های مردمی که صورت گرفت این پازل را با مشکلاتی جدی وبحرانی مواجه کرد.
ویژگی منحصر به فرد این جبهه به معنای واقعی “مردمی بودن” و انتخاب از پایین به بالای ان است که در جریانات دیگر شاهد آن نیستند؛ به عبارت دیگر دشمن چنان محاسبه می کند که با جریانی که بدون منت  و سرسختی، خود به دنبال مذاکره است و امتیاز می دهد بهتر می توان قرارداد بست و عمل نکرد؛ بهتر می توان امتیاز گرفت وتعهدی نداد.

در مقابل جریان انقلابی، جریانی سرسخت است که به راحتی امتیاز نمی دهد و اگر چه میز مذاکرات راترک نمی کند ولی تا امتیاز نگیرند روی امتیاز دادن صحبت نمی کنند؛ با این محاسبات است که دشمن ترجیح می دهدجریان اول در انتخابات پیروز شود که انتخاباتی که برگزار شد دارد در راستای برنامه های دشمن گام بر می دارد.

که البته این اعتقاد نگارنده است تا چه رسد به رای ودیدگاه شما!!!!! قضاوت باشما…

انتهای پیام / کد خبر37008

جستجو

نظرسنجی

آیا از عملکرد شوراهای شهر و روستای این دوره رضایت دارید؟

بارگذاری ... بارگذاری ...

آخرین اخبار